تبليغاتX
EMoOOoOOOooo

View Image

View Image

hottt chicks

,

,

,

LanaEmoFace&&JessicaPhobia, LanaEmoFace&&JessicaPhobia

chey and madi,

,

hell yeah.... xD

kiSSing.., Mg nd Mc

kiss <3,

,

Me and Stien, Verouschka and Stien

maria.sedgwick and sari.sonic, myspace.com/kittenheels

vampirefreaks.com/maria_blackbarbie

best maes =], shes small im tall =] but we both love hanging together

,

Luna and Lucrezia =love

:))))

,

Miss Hoe and Mr Hoe

mAgRaP!!!y mAkLoTa!!!!!

kiss an emo

kissin my emo friend,

me & my best friend

me and my best fr...^^^Zy and Bo

cute...

me n ash,

I LOVE U..my sweet b..

katelyn <3 jenneya,

Kiss with my dolly Misha,

friends always.?

Which is the real 1?

<3

kiss for my kitty

,

OLDIE, but im the blond.DUH

another oldie, but i ish the pale one. on the right

Me and my gf

whoops..;D

,

almost, lolz

So cute, :D

,

desperate lipz

me & sophie,

Kiss Of Affection, Simple And Innocent *Sighs*

۶۷ تا عکس گذاشتم

اگه نظر نمی دی حداقل یه خسته نباشید بگید مردم تا اینارو گذاشتم ۲ ساعت طول کشید

فعلا

خسته نباشید نگید از دفعه بعد خسیس باز در میارم ۳ تا عکس میذلرم هااااا




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 0:53
توسط ..:: arshia ::..

خوب می خوام حرف بزنم

اول سلام

بعدش .... خوب چی بگم!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ باید از یه جایی شروع کنم از دیشب شروع می کنم یعنی اتفاقات دیشبو می  نویسم

خوب دیشب چه اتفاقی افتاد

اهان

دیروز ساعت ۳ـ۴ بعد از ظهر تازه از خواب بیدار شدم

خلاصه از بیکاری کلی این ور اون ور نشستم دیدم انگار خیلی بیکارم نشستم پشت pc هرجا رفتم خبری نبود هیچ کسم نبود

رفتم عکس ببینم یعنی search کنم

تو اون همه عکس چشمم به یه عکس افتاد که خوب خودکشی بود

خوشم اومد

رفتم سراغه اون تیپ عکسا خلاصش کنم

اونقدر عکس از خودکشی و خود زنی گرفتم و دیدم که شب سر درد شده بودم

هرکاری کردم دیدم نمی تونم بذارمش کنار

Go to fullsize image

فکر کردم خودکشی یه راه نجاته برا من که از اینا که هستم خلاص شم

گفتم یه لحظست بعدم همه چی تموم میشه دیگه هیچ کس فکر نمی کنه یه روزی هم عرشیایی بوده

البته من الانم نیستم

Go to fullsize image

رفتم سراغه تیغ

برداشتمش اول فکر کردم شاید یکم خط خطی کردنه خودم ارومم میکنه

Go to fullsize image

یه کوچولو خودمو خط خطی کردم دردم اومد ولی لذت داشت یعنی دوست داشتم خوشم اومد بازم اینکارو میکنم

هرچی بیشتر پیش می رفتم حالم بد تر میشد

دست خودم نبود انگار اصلا تو این دنیا نبودم متوجه نبودم که دارم چی کار میکنم یا اصلا کجام اعصابم خورد بود

دور تا دورم دیوار بود حالم بد شد بلند شدم می خواستم از پنجره خودمو پرت کنم پایین ولی خوب پنجره ها حفاظ دارن کشک که نیست یکم نفس کشیدم اونم از  هوا بیرون 

دیگه هیچی دیگه اعصابم خورد بود خودمو می زدم به درو دیوار

مثل این جوجه ها هستن که گیره گربه افتادن فقط نمی دونم من گیره کی افتاده بودم که اینجوری می کردم

احساس میکردم دارم خفه میشم

هنوز بدنم درد میکنه از دیشب خصوصا گردنم دست چپمم درد میکنه سرمم درد میکنه تازه هههههههههههه چه همه درد

خلاصه کنم نشستم کنار اتاقو زار زار گریه کردم

حال بلند شدنو هم نداشتم تیغ و کاترو اینجور چیزارو که پیشم بود پرت کردم اون ور

سرم خیلی درد میکرد ولی هرکاری کردم حالم بهتر نشد

یعنی خوب نتونستمم کاری کنم

همونجا که نشسته بودم خوابم برد البته نه نشسته.....

الانم خیلی سرم درد میکنه دیگه نمی تونم بنویسم

 نمی تونم خبر بدم که اپم فعلا خودتون بیاین تا خودم بقیه رو خبر کنم

من رفتم لالا

بای 

زیاد جدی نگیرین همه بعضی وقتا به سرشون میزنه ولی هیچ وقت هیچ کس نمیگه

این از خول بازیای من




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:28
توسط ..:: arshia ::..

View Image

View Image

View Image

View Image

View Image




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 20:4
توسط ..:: arshia ::..




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:20
توسط ..:: arshia ::..